روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
33
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
داشت ملاقات كردند . سرانجام در اول فوريه از ژن به راه افتادند و در اول مارس وارد « سن لوكار » « 1 » واقع در مصب رود وادى الكبير شدند و از آنجا به اشبيليه رفتند . در قسطنطنيه زمان بسيارى توقف كردند و در سمرقند نيز مدتى دراز ماندند و در تبريز ناگزير از توقف گشتند . چون اين درنگها و توقفها را به حساب آوريم كه مىشود پنجاه هفته ، هيأت سفارت اسپانيا يكصد هفته در سفر دريا و خشكى از اسپانيا تا سمرقند و بالعكس گذراندند . شرحى كه كلاويخو از تيمور و خاندان او و وضع دربار سمرقند ميدهد ، جالب است . هرگز نظير اين گونه شرح و تفصيل از متقدمين ديده نشده و بدست ما نرسيده است . درين زمان تيمور هفتاد ساله و عليل و از اثر جنگهاى مداوم خويش فرسوده گشته بود . تيمور افتخار ميكرد كه مسلمانى است با عقيدت و درست ايمان ، با اين همه در ضيافتهاى متعددى كه داده ميشد از شراب حرام در شرع اسلام ، بسيار صرف مىشد . كلاويخو اشاره مىكند به اين نكته كه درين موارد ، مهمانان تيمور از فرط زيادى افراط در مشروب به حال بدى مىافتادند . هيچ امرى به نظر خانم بزرگ يا سرور زنان تيمور شگفتتر و طرفهتر از آن نبود كه كلاويخو شخصا هيچ لب تر نمىكرد و هرگز مى نمىخورد . همكار كلاويخو آلفونسو پائز « 2 » كه استاد كلام بود ، در برابر شراب دل از كف ميداد و از خود بى خود ميشد . يك بار در مجلسى ، تيمور بدست خود جامى از شراب تعارف كرد كه بنا بر رسم معمول بايستى لاجرعه سر ميكشيد . درين مجلس و مجالسى نظير آن خانمهاى دربارى همواره حاضر بودند . كلاويخو ميگويد كه هر هشت زن تيمور را ديده است . درين زمان دو تن از پسران تيمور زنده بودند ، يكى شاهرخ و ديگرى ميرانشاه كه در مغرب ايران تبعيد بود . در خلال مدت توقف اسپانيائيها در سمرقند چند تن از نوادههاى تيمور آمدند و رفتند . همسر ميرانشاه كه در دربار پدر شوهرش منزل داشت بافتخار سفيران ضيافتى شاهانه داد . درين پذيرائىها ، مهمانان از گوشت اسبان
--> ( 1 ) - Sanlucar ( 2 ) - Alfonso Paez